دوست دارم واسه همیشه

به یاد آن روزهای گرم تابستانی و شاید
به یاد شبهای نالانش بغض گلویم را گرفت
وهوای گریه به سرم زد
آنقدر که یادت می کنم و بی صدا و بی حر کت
برایت می تپد می خواهم تو را
از رویاهایم بیرون بکشم و دردمندانه در آغوشت بگیرم
هر شب دعا می کنم زودتر سختی هایت بگذرند دعا می کنم
زودتر پر پرواز دراوری هر چند نمی توانم کمکت کنم
اما می توانم دعا یت کنم می گویند دعای دل عاشقان بی جواب نمی ماند
و خداوند عاشقان را دوست دارد فکر کنم

دلبر من ، خورشيد با همه درخشندگي و جلالش در پايان هر روز نا پديد مي شود و جاي خود را به تاريكي شب مي سپارد. ولي آفتاب عشق تو جاودانه در آسمان دل من مي درخشد و جان مي بخشد . اين روزي است كه شب به دنبال ندارد.
در هر صدايي كه به گوشم مي رسد جز داستان تو نمي شنوم.
به هر جا نظر مي كنم جز چهره تو نمي بينم. صحراي خاموش و درياي مواج. همه با من از حديث روي زيباي تو مي گويند..
فدای اوون نگاهای آبی رنگت
نوشته شده توسط نریمان.28 در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 13:34 |
لینک ثابت |